مؤلف مجهول
مقدمه 39
رستم نامه ( فارسى )
ماهيان دريا را نزد ايشان بخواند . ماهيان سر از دريا برمىآورند و حضرت به آنها امر مىكنند كه استخوانهاى شاهزاده را بيابند و بياورند . ماهيان پس از جستجوى بسيار اثرى از پيكر پسر نمىيابند . امام مىفرمايند كه بندى از انگشت شاهزاده در فلان جاى دريا زير سنگى باقى مانده است و از مهتر ماهيان مىخواهند كه برود و آن را بياورد . ماهى اين كار را انجام مىدهد و حضرت با نداى « قم باذن اللّه » خطاب به آن بند انگشت ، شاهزاده را زنده مىكنند . با ديدن اين كرامت ، شاه چين و سپاهيانش همه مسلمان مىشوند و مىخواهند كه به سرزمين خويش بازگردند ، امّا شاهزاده نمىپذيرد و مىگويد كه چون همراهان او مردهاند نمىتواند اين زندگى را بپذيرد و به ميان خويشاوندان داغدار يارانش برگردد ، لذا از امام مىخواهد كه او را بار ديگر بميرانند . حضرت كه فتوّت و مروّت شاهزاده را پسنديدهاند بر آن مىشوند كه ياران او را نيز زنده كنند . از آن سو ، جبرئيل بر پيامبر نازل مىشود و به ايشان مىگويد كه براى ديدن كرامات على ( ع ) بالاى فلان كوه بروند . امام هر پنج كشتى و همهء هزار و پانصد نفر همراه شاهزاده را سالم و زنده از دريا بيرون مىآورند . چينيان در درياكنار و پيامبر و اصحابش از سر كوه بر امام مدح و آفرين مىگويند . حضرت به همراه شاه چين و لشكريانش سوار كشتى مىشوند و كشتى به امر امام بر آسمان مىرود و به سوى كشور چين روانه مىشود . چينيان به پيشواز مىآيند و جملگى به دست على ( ع ) مسلمان مىشوند ، سپس ايشان دختر را براى شاهزاده خواستگارى مىكنند و عقد ازدواج اين دو بسته مىشود . شاه چين نيز تختوتاج را به پسر مىسپرد و خود براى زيارت پيامبر به مكّه مىرود . در اين داستان عاميانه نيز بهسان روايت بخش نخست منظومه بر قدرت و مقام يزدانى امام على ( ع ) و برخى از فضايل ايشان چون : دينگسترى ، دستگيرى از درماندگان و يارىخواهان ، جوانمردى و پرمهرى و نيز حقّانيت و گسترهء نفوذ اسلام و تشيّع تأكيد شده است . شمار بيتهاى هردو بخش منظومه بدون احتساب تك مصراعهاى هر بند در